باسمه تعالی درس اول هدف آفرینش
(آيه 38)- سپس بار ديگر به مسأله معاد باز مىگردد و با استدلال لطيفى اين برگزيده تفسير نمونه، ج4، ص: 399
واقعيت را اثبات كرده، مىگويد: «ما آسمانها و زمين و آنچه را در ميان اين دو است بيهوده و بىهدف نيافريديم» (وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ).
اگر به گفته شما مرگ نقطه پايان زندگى است اين آفرينش لعب و لغو و بيهوده خواهد بود.
(آيه 39)- سپس براى تأكيد اين سخن مىافزايد: «ما آن دو را جز به حق نيافريديم» (ما خَلَقْناهُما إِلَّا بِالْحَقِّ).
حقّ بودن اين دستگاه ايجاب مىكند كه هدف معقولى داشته باشد، و آن بدون وجود جهان ديگر ممكن نيست.
«ولى غالب آنها (اين حقايق را) نمىدانند» (وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ).
چرا كه انديشه و فكر خود را به كار نمىگيرند، و گر نه دلائل مبدأ و معاد واضح و آشكار است.
دخان 38 – 39
(آيه 56)- هدف خلقت انسان از ديدگاه قرآن: از مهمترين سؤالاتى كه هر كس از خود مىكند اين است كه «ما براى چه آفريده شدهايم»؟ و «هدف آفرينش انسانها و آمدن به اين جهان چيست»؟
آيه مورد بحث به اين سؤال مهم و همگانى با تعبيرات فشرده و پرمحتوايى پاسخ مىگويد، و بحثى را كه در آيه قبل پيرامون تذكر و يادآورى به مؤمنان بيان شد تكميل مىكند، چرا كه اين از مهمترين اصولى است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بايد آن را تعقيب كند، ضمنا معنى فرار به سوى خدا را كه در آيه 50 همين سوره آمده بود روشن مىسازد.
مىفرمايد: «من جن و انس را نيافريدم جز براى اين كه عبادتم كنند» و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند (وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ)
ذاریات 56
نكته ها:
انسان كه مىتواند از خداوند، دنیا و آخرت را بخواهد و از نعمتهاى هر دو سرا بهرهمند شود، اگر تنها به دنیا اكتفا كند و در كارهاى نیك، در پىاهداف مادّى باشد، به شدّت در اشتباه است.
یكى از علل گرایش به كفر و بىتقوایى، گمان رسیدن به دنیاست كه این آیه آن را ردّ مىكند.
پیامها:
1- در انسان غریزه سودجویى است. قرآن از این غریزه در تربیت انسانها استفاده مىكند. «من كان یرید ثواب الدنیا»
2- اسلام دین جامع و خواهان سعادت مردم در دنیا و آخرت و دستیابى به هر دو است. «فعنداللّه ثواب الدنیا و الاخرة»
33- دنیا و آخرت، همه به دست اوست، پس دید خود را گسترش دهیم و از مادّیات وتنگ نظرى برهیم. «فعنداللَّه ثواب الدنیا و الاخرة»
4- اگر دنیا هم مىخواهیم، از خدا بخواهیم، كه همه چیز به دست اوست. «فعنداللَّه ثواب الدنیا و الاخرة»
5 - مؤمنانى كه از خداوند، هم دنیا و هم آخرت را طلب كنند برندهاند.(169) «فعنداللَّه ثواب الدنیا و الاخرة»
6- پاداش الهى بر اساس علم و آگاهى او به اعمال ما است. «فعنداللَّه ثواب الدنیا و الاخرة و كان اللَّه سمیعاً بصیرا»
77- باید به حقیقت، مؤمن و مخلص بود نه به ظاهر، چرا كه خداوند، شنوا و بیناست. «كان اللَّه سمیعاً بصیرا»
نساء 134
درس دوم پر پرواز
(آيه 3)- و از آنجا كه تكليف و آزمايش انسان علاوه بر مسأله آگاهى و ابزار شناخت نياز به دو عامل ديگر يعنى «هدايت» و «اختيار» دارد- اين آيه به آن اشاره كرده، مىفرمايد: «ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد (و پذيرا گردد) يا ناسپاس» (انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا).
«هدايت» در اينجا معنى وسيع و گستردهاى دارد كه هم هدايت «تكوينى» را شامل مىشود و هم هدايت «فطرى» و هم «تشريعى» را هر چند سوق آيه بيشتر روى هدايت تشريعى است.
انسان 3
(آيه 7)- سر انجام به دهمين و يازدهمين سوگند كه آخرين قسمها در اين سلسله است پرداخته، مىفرمايد: «و قسم به جان آدمى، و آن كس كه آن را (آفريده و) منظم ساخته» (و نفس و ما سواها).
همان انسانى كه عصاره عالم خلقت، و چكيده جهان ملك و ملكوت، و گل سرسبد عالم آفرينش است.
منظور از «نفس» جسم و روح هر دو مىباشد و مراد از «سوّيها» (از ماده تسويه) هم تنظيم و تعديل قواى روحى انسان است، از حواس ظاهر گرفته، تا نيروى ادراك، حافظه، انتقال، تخيل، ابتكار، عشق، اراده و تصميم، و مانند آن كه در مباحث «علم النفس» مطرح شده است.
و هم تمام شگفتيهاى نظامات بدن و دستگاههاى مختلف آن را كه در علم «تشريح» و «فيزيولوژى» (وظايف الاعضاء) بطور گسترده مورد بحث قرار گرفته شامل مىشود چرا كه شگفتيهاى قدرت خداوند هم در جسم است و هم در جان و اختصاص به يكى از اين دو ندارد.
(آيه 88)- در اين آيه به يكى از مهمترين مسائل مربوط به آفرينش انسان پرداخته، مىافزايد: «سپس فجور و تقوا (شرّ و خيرش) را به او الهام كرده است» (فالهمها فجورها و تقواها).
خداوند آن چنان قدرت تشخيص و عقل و وجدان بيدار، به او داده كه فجور و تقوا را از طريق عقل و فطرت در مىيابد.
آرى! هنگامى كه خلقتش تكميل شد، و هستى او تحقق يافت، خداوند بايدها و نبايدها را به او تعليم داد، و به اين ترتيب وجودى شد از نظر آفرينش مجموعهاى از گل بدبو و روح الهى و از نظر تعليمات آگاه بر فجور و تقوا و در نتيجه، وجودى است كه مىتواند در قوس صعودى برتر از فرشتگان گردد و در قوس نزولى از حيوانات درنده نيز منحطتر گردد و اين منوط به آن است كه با اراده و انتخابگرى خويش كدام مسير را برگزيند.
شمس 7 – 8
(آيه 2)- «و سوگند به (نفس لوّامه و) وجدان بيدار و ملامتگر» (و لا اقسم بالنفس اللوامة). كه رستاخيز حق است و همه شما در قيامت برانگيخته مىشويد و به سزاى اعمالتان مىرسيد! در مورد رابطه اين دو سوگند با هم بايد بگوييم: حقيقت اين است كه يكى از دلائل وجود «معاد» وجود «محكمه وجدان» در درون جان انسان است كه به هنگام انجام كار نيك روح آدمى را مملو از شادى و نشاط مىكند، و از اين طريق به او پاداش مىدهد، و به هنگام انجام كار زشت يا ارتكاب جنايت روح او را سخت در فشار قرار داده و مجازات و شكنجه مىكند، به حدى كه گاه براى نجات از عذاب وجدان اقدام به خودكشى مىكند.
وقتى «عالم صغير» يعنى وجود انسان در دل خود محكمه و دادگاه كوچكى دارد، چگونه «عالم كبير» با آن عظمتش محكمه عدل عظيمى نخواهد داشت؟
و از اينجاست كه ما از وجود «وجدان اخلاقى» پى به وجود «رستاخيز و قيامت» مىبريم و نيز از همين جا رابطه جالب اين دو سوگند روشن مىشود، و به تعبير ديگر سوگند دوم دليلى است بر سوگند اول.
برگزيده تفسير نمونه، ج5، ص: 341
درس سوم پنجره ای رو به روشنایی
قیامت 2
نکته ها
«لهو» به سرگرمی هایی گفته می شود که انسان را از هدف اصلی و مسائل اساسی باز می دارد؛ «لعب» انجام کاری مثل بازی است که قصدی در آن نیست.**مفردات راغب.***
«هذه الحیاة الدنیا» رمز تحقیر دنیاست، همان گونه که «لهی الحیوان» رمز عظمت آخرت.
سؤال: با این که قرآن، خود به کار و تلاش برای آباد کردن زمین و سیر و سفر و بهره مند شدن از طبیعت، همسر، زیبایی ها، خوراکی ها و کسب درآمد، سفارش نموده است، پس چگونه در این آیه می فرماید: دنیا جز لهو و لعب نیست؟
پاسخ: کامیابی هایی که برای رسیدن به اهداف مقدّس و با روش و ابزار مقدّس و در محدوده ی قانون و با رعایت سایر شرایط باشد، همه ی آنها مزرعه ی آخرت است و آنچه در این آیه تحقیر و مذمّت شده و لهو و لعب معرّفی شده، مواردی است که هدف مقدّسی در کنار آن نباشد و با موازین دینی و قانونی مخالف باشد.
پیام ها
11- آفرینش دنیا، هدفدار و حکیمانه است، لیکن غفلت از آخرت، دنیا پرستی و غرق شدن در آن، سفیهانه است. «لهو و لعب»
22- همه جا سکوت در برابر دلخوشی های مردم جایز نیست، گاهی باید با نهیب و فریاد، به غافلان هشدار داد. «لهو و لعب»
3- در شیوه ی تبلیغ، هرگاه امر زشتی را نفی می کنید، جایگزین خوبی به او ارائه دهید. «انّ الدّار الآخرة»
4- حیاتِ واقعی، حیات آخرت است. «الدّار الآخرة لهی الحیوان»
55 - مردم، حقیقت آخرت را نمی دانند وگرنه به دنیا دل نمی بستند. «لو کانوا یعلمون»
عنکبوت 64
(آيه 69)- در اين آيه موضوع فوق را مورد تأكيد قرار داده، مىگويد: «تمام اقوام و ملتها و پيروان همه مذاهب بدون استثناء اعم از مسلمانان و يهوديان و صابئان و مسيحيان در صورتى اهل نجات خواهند بود، و از آينده خود وحشتى و از گذشته غمى نخواهند داشت كه ايمان به خدا و روز جزا داشته باشند و عمل صالح انجام دهند» (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ الصَّابِئُونَ وَ النَّصارى مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ).
اين آيه پاسخ دندانشكنى است به كسانى كه نجات را در پناه مليت خاصى مىدانند و ميل دارند ميان دستورات انبياء تبعيض قائل شوند، و دعوتهاى مذهبى را با تعصب قومى بياميزند.
مائده 69
(آيه 24)- عقايد دهريين: در اينجا بحث ديگرى پيرامون منكران توحيد برگزيده تفسير نمونه، ج4، ص: 416
است، منتها تنها از گروه خاصى از آنها يعنى «دهريين» نام مىبرد كه مطلقا وجود صانع حكيم را در عالم هستى انكار مىكردند، در حالى كه اكثر مشركان ظاهرا به خدا ايمان داشتند و بتها را شفيعان درگاه او مىدانستند.
مىفرمايد: «و آنها گفتند چيزى جز همين زندگى ما در دنيا در كار نيست، گروهى از ما مىميرند و گروهى زنده مىشوند» و جاى آنها را مىگيرند، و نسل بشر همچنان تداوم مىيابد (وَ قالُوا ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا).
«و چيزى جز دهر و گذشت روزگار ما را هلاك نمىكند» (وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ).
جمله نخست ناظر به انكار معاد است و جمله بعد ناظر به انكار مبدأ.
قرآن مجيد در پاسخ اين بيهوده گويان جمله كوتاه و پرمحتوائى بيان كرده كه در موارد ديگرى از قرآن نيز به چشم مىخورد، مىفرمايد: «آنها به اين سخن (كه مىگويند معادى نيست و مبدأ جهان نيز دهر است) يقين ندارند، بلكه تنها گمان بىپايهاى دارند» (وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ).
جاثیه 24
درس چهارم آینده روشن
پیامها:
1- مبدأ و معاد هر دو به دست خداى یكتاست. «اللّه لااله الا هو لیجمعنّكم...»
2- قیامت روز جمع شدن همه براى حسابرسى است، پس باید در راه جلب رضاى او كوشید وتنها او را پرستید. «لیجمعنّكم الى یوم القیامة»
3- با آن همه دلایل بر معاد (مثل عدالت خدا، حكمت او، نشانه هاى رستاخیز در طبیعت و حیات آن پس از مرگ در زمستان، خواب و بیدارى، تجدید سلولهاى بدن و ...) جایى براى تردید در قیامت نیست. «لاریب»
4- هرجا كه غفلت بیشتر باشد، مربّى باید هشدارهاى قاطعترى دهد. (نشانههاى تأكید در آیه: حرف لام، نون تأكید ثقیله، جمله «لاریب» و «اصدق حدیثاً»، همه به خاطر غفلت انسان از قیامت است.)
نساء 87
(آیه 115)- در این آیه از راهى دیگر، راهى بسیار مؤثر و آموزنده براى بیدار ساختن این گروه وارد بحث مىشود و مىگوید: «آیا گمان کردید که ما شما را بیهوده آفریدهایم، و به سوى ما بازگشت نخواهید کرد»؟! (أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ).
این جمله کوتاه و پر معنى یکى از زنده ترین دلائل رستاخیز و حساب و جزاى اعمال را بیان مىکند، و آن این که اگر راستى قیامت و معادى در کار نباشد زندگى دنیا عبث و بیهوده خواهد بود، زیرا زندگى این جهان با تمام مشکلاتى که دارد و با این همه تشکیلات و مقدمات و برنامههایى که خدا براى آن چیده است اگر صرفا براى همین چند روز باشد بسیار پوچ و بىمعنى مىباشد.
مومنون 115
آیه (27-28 ص)
درس پنجم منزلگاه بعد
آیه (100-99)مومنون_
(آيه 13)- سپس مىافزايد: «در آن روز انسان را از تمام كارهائى كه از پيش يا پس فرستاده آگاه مىكنند» (ينبؤا الانسان يؤمئذ بما قدم و اخر)
.
منظور از اين دو تعبير اعمالى است كه در حيات خود از پيش فرستاده، يا آثارى كه بعد از مرگ از او باقيمانده، اعم از سنت نيك و بد كه در ميان مردم گذاشته و به آن عمل مىكنند و حسنات و سيئاتش به او مىرسد، و يا كتاب و نوشتهها، و بناهاى خير و شر، و فرزندان صالح و ناصالح، كه آثارش به او مىرسد.
در حديثى از امام باقر عليه السّلام در تفسير اين آيه آمده است كه فرمود: «در آن روز به انسان خبر مىدهند آنچه از خير و شر را مقدم داشته، و آنچه مؤخر نموده است، از سنتهائى كه از خود به يادگار گذارده، تا كسانى كه بعد از او مىآيند به آن عمل كنند، اگر سنت بدى بوده به اندازه گناه عمل كنندگان بر او خواهد بود، بىآنكه چيزى از گناه آنان بكاهد، و اگر سنّت خيرى بوده همانند پاداشهاى آنها براى او خواهد بود بىآنكه چيزى از اجر آنها كاسته شود».
درس ششم واقعه بزرگ
(آيه 10انفطار)- سپس براى از ميان بردن عوامل غرور و غفلت و تقويت ايمان به معاد مىافزايد: «و بىی شك نگاهبانانى بر شما گمارده شده ...» (و ان عليكم لحافظين).
(آیه 11)-نویسندگانی که گرانقدرند.(کراما کاتبین)
(آيه 12)- «كه مىدانند شما چه مىكنيد» (يعلمون ما تفعلون). حتى از اراده و تصميم باطنى شما به هنگام گناه يا كار نيك با خبرند.
منظور از «حافظين» در اينجا فرشتگانى هستند كه مأمور حفظ و نگهدارى اعمال انسانها اعم از نيك و بد هستند
انفطار 10 – 12
(آیه 21 فصلت)
درس هفتم فرجام کار
نكته ها:
علاّمه طباطبایى قدس سره این آیه را دلیل بر تجسّم اعمال انسان در قیامت دانسته است، زیرا قرآن مىفرماید: مال یتیم به صورت آتش مىشود و خورنده آن را مىسوزاند.
پیامها:
11- چهره ى واقعى خوردن مال یتیم در دنیا، به صورت خوردن آتش در قیامت آشكار خواهد شد. «یأكلون اموال الیتامى... یأكلون... نارا»
22- حضور در منزل ایتام و خوردن از مال آنان، در صورتى كه مایهى ضرر و زیان به آنان نباشد، اشكالى ندارد. «یأكلون... ظلما»
نساء 10
جلوه هاى ذات پاک او در پهنه هستى !
از آنـجا که در آیه قبل سخن از توحید پروردگار به میان آمد این آیه شریفه درواقع دلیلى است بر همین مساله اثبات وجود خدا و توحید و یگانگى ذات پاک او.
مقدمتا باید به این نکته توجه داشت که همه جا ((نظم و انسجام)) دلیل بروجود علم و دانش است ، و همه جا ((هماهنگى)) دلیل بر وحدت و یگانگى است.
روى ایـن اصل ، ما به هنگام برخورد به مظاهر نظم در جهان هستى از یکسو،و هماهنگى و وحدت عـمـل این دستگاههاى منظم از سوى دیگر، متوجه مبد علم و قدرت یگانه و یکتایى مى شویم که این همه آوازه ها از اوست.
در ایـن آیه به شش بخش از آثار نظم در جهان هستى که هر کدام آیت ونشانه اى از آن مبد بزرگ است اشاره شده :
1ـ ((در آفرینش آسمان و زمین)) (ان فى خلق السموات والا رض).
امـروز دانـشـمـنـدان به ما مى گویند: هزاران هزار کهکشان در عالم بالا وجوددارد که منظومه شمسى ما جزئى از یکى از این کهکشانها است ، تنها در کهکشان ماصدها میلیون خورشید و ستاره درخـشان وجود دارد که روى محاسبات دانشمندان در میان آنها میلیونها سیاره مسکونى است با میلیاردها موجودزنده !، وه چه عظمت و چه قدرتى ؟!.
2ـ ((و نیز در آمد و شد شب و روز)) (واختلاف اللیل والنهار).
آرى ! این دگرگونى شب و روز، و این آمد و رفت روشنایى و تاریکى با آن نظم خاص و تدریجیش که دائما از یکى کاسته و بر دیگرى افزوده مى شود، و به کمک آن فصول چهارگانه بوجود مى آید، و درخـتـان و گـیـاهـان و مـوجـودات زنده مراحل تکاملى خود را در پرتو این تغییرات تدریجى ، گام به گام طى مى کنند، اینهانشانه دیگرى از ذات و صفات متعالى او هستند.
3ـ ((و کشتیهایى که در دریاها به سود مردم به حرکت درمى آیند)) (والفلک التى تجرى فى البحر بما ینفع الناس).
آرى ! انـسـان بـه وسـیـلـه کـشتیهاى بزرگ و کوچک ، صحنه اقیانوسها و دریاها رامى نوردد، وبه این وسیله به نقاط مختلف زمین ، براى انجام مقاصد خود سفرمى کند.
4ـ ((و آبـى کـه خداوند از آسمان فرو فرستاده و به وسیله آن ، زمینهاى مرده رازنده کرده و انواع جـنـبـندگان را در آن گسترده است)) (وم انـزل اللّه من السم من ما فاحیا به الا رض بعد موتها وبث فیها من کل دابه).
آرى ! دانه هاى حیاتبخش باران و قطرات پرطراوت و با برکت که با نظام خاصى ریزش مى کند و آن همه موجودات و جنبدگانى که از این مایع بى جان ، جان مى گیرند همه پیام آور قدرت و عظمت او هستند.
بقره 165
ایـن آیـه مـفـهـوم دوسـتى واقعى را تبیین مى کند، نخست مى فرماید: ((بگو: اگرخدا را دوست مـى داریـد از مـن پیروى کنید تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان راببخشد که خدا آمرزنده مهربان است)) (قل ان کنتم تحبون اللّه فاتبعونى یحببکم اللّه ویغفرلکم ذنوبکم واللّه غفور رحیم).
آل عمران 31
بـه دنـبال چند حکم مهم اسلامى در اینجا به بیان یکى دیگر از این احکام که از مهمترین عبادات مـحـسوب مى شود مى پردازد و آن روزه است ، و با همان لحن تاکیدآمیز گذشته مى گوید: ((اى کـسـانى که ایمان آورده اید، روزه بر شما نوشته شده است آن گونه که بر امتهایى که قبل از شما بودند، نوشته شده بود)) (یا ایـها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب على الذین من قبلکم).
و بـلافـاصـلـه فلسفه این عبادت انسان ساز و تربیت آفرین را در یک جمله کوتاه اما بسیار پرمحتوا چنین بیان مى کند: ((شاید پرهیزکار شوید)) (لعلکم تتقون).
بقره 183
(آيه 59)-
شأن نزول:
آن ايام زنان مسلمان به مسجد مىرفتند و پشت سر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نماز مىگذاردند، هنگام شب موقعى كه براى نماز مغرب و عشاء مىرفتند بعضى از جوانان هرزه و اوباش بر سر راه آنها مىنشستند و با مزاح و سخنان ناروا آنها را آزار مىدادند و مزاحم آنان مىشدند.
آيه نازل شد و به آنها دستور داد حجاب خود را بطور كامل رعايت كنند تا به خوبى شناخته شوند و كسى بهانه مزاحمت پيدا نكند.
تفسير:
اخطار شديد به مزاحمان و شايعه پراكنان! به دنبال نهى از ايذاء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و مؤمنان در آيات گذشته، در اينجا روى يكى از موارد ايذاء تكيه كرده و براى پيشگيرى از آن از دو طريق اقدام مىكند.
در قسمت اول مىگويد: «اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنين برگزيده تفسير نمونه، ج33، ص: 631
بگو: جلبابها [روسرىهاى بلند] خود را بر خويش فرو افكنند اين كار براى اين كه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است» و اگر تاكنون خطا و كوتاهى از آنها سر زده توبه كنند (يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ).
هدف اين است كه زنان مسلمان در پوشيدن حجاب سهلانگار و بىاعتنا نباشند مثل بعضى از زنان بىبندوبار كه در عين داشتن حجاب آن چنان بىپروا و لاابالى هستند كه غالبا قسمتهايى از بدنهاى آنان نمايان است و همين معنى توجه افراد هرزه را به آنها جلب مىكند.
و از آنجا كه نزول اين حكم، جمعى از زنان با ايمان را نسبت به گذشته پريشان مىساخت، در پايان آيه مىافزايد: «خداوند همواره آمرزنده و مهربان است» (وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً).
هر گاه از شما تاكنون در اين امر كوتاهى شده چون بر اثر جهل و نادانى بوده است خداوند شما را خواهد بخشيد، توبه كنيد و به سوى او باز گرديد، و وظيفه عفت و پوشش را به خوبى انجام دهيد.
احزاب 59
برچسبها: دینی دهم
